ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
885
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
فرمود و با كمال آراستگى در رباط كافر قلعه منزل نمود . دستهجات سواره ركابى را نيز در آن منزل مرخّص ساخت و در آخر شهر جمادى الاخره به ورود ارض اقدس پرداخت . باز ماتمزدگان عزادارى از سر گرفتند و عزاداران در هر گذرگاهى ، شور روز محشر را وداع گفتند . پس از انجام رسوم عزا ، نوّاب اميرزادهء آزاده مقرّر فرمود كه هشت هزار نفر پياده نظام [ 488 ] آذربايجانى را به سبب طول ايّام سفر مرخّص اوطان نمايند . چون فصل زمستان و عزيمت از آنجا به آذربايجان ممتنع بود ، لهذا خوانين خراسان نظر به حسن خلوصى كه با مرحوم وليعهد زمان داشتند ، نگذاشتند و استدعا نمودند كه نوكر مزبوره در جميع ولايات آن مملكت به قدر طاقت قسمت شود تا هنگام ظهور ايّام بهار هر دسته [ اى ] بر سر هر خدمتى كه مأمور است ، رود . پس از چند روز نجف قلى خان شادلو به اتفاق معتمدى از كامران ميرزا به عريضه [ اى ] ضراعتآرا وارد و معلوم آمد كه معزى اليه اتمام كار موافقت را محوّل به يار محمّد خان وزير خويش كه در مشهد مقدّس بود ، داشته و رشته اطاعت دولت خداداد را بر گردن صداقت گذاشته است . يار محمّد خان مذكور با كارگزاران سركار اميرزادهء جلادتدستور ، چند روزى بزم مشاورت چيدند تا كار را به جايى كه منظور بود ، رسانيدند . قرار پيشكش به مبلغ پانزده هزار تومان ، و پنجاه بستهء شال كشميرى داده شد و بناى سكّه و خطبه و ماليات همه ساله نيز نهاده كامران ميرزا قرار يار محمد خان را تن درداد و مبلغ پنج هزار تومان نقد وجه پيشكش را از ابتدا فرستاد . يكى از پسران خود را به جهت اداى آداب تعزيت نامزد ارض اقدس كرد و معزىاليه با بقيهء پيشكش روى به آن مكان مقدّس آورد . بالجمله اهالى دو مملكت آذربايجان و خراسان از وضيع و شريف و قوى و ضعيف و رعيّت و سپاهى كلّا در جواب فرامين مطاعهء شاهنشاهى كه بعد از قضيه وليعهد مرحوم به افتخار ايشان شرف صدور يافته بود ، عرايض ارادتمندانه تحرير گرديدند و در حضرت اعلى رشته اطاعت و ارادت اميرزادهء اعظم را بر گردن صداقت ثابت آوردند . چون از قرارى كه نگارش يافت ، مبلغ يك كرور از جمله ده كرور خسارتى دولت